X
تبلیغات
ترانه های کودکان - براي آموزگارم(به بهانه ي روز معلم)
براي آموزگارم(به بهانه ي روز معلم) چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 8:24

 

 

آموزگارم ، تو باغباني

مي پروراني بذروجودم ، با مهرباني

با درسهايت ديو جهالت از من گريزد

اندرزهايت ، بهر وجودم ، شد پاسباني

من غرقه بودم در بحر غفلت

دستم گرفتي  اي ناجي من،

من همچو قايق ، تو بادباني

 بر خوان ِ دانش من ميهمانم

 تو اي معلم ، خود ميزباني

كار تو باشد، ارشاد انسان

همكار ِ  خوب ِ  پيغمبراني

 

*******************************************************************

 

 

هر سال  روز دوازدهم ارديبهشت  ، مارا به ياد معلماني مي اندازد كه در طول دوران تحصيلمان با آنان سرو كار داشته ايم . 12 ارديبهشت سالگرد شهادت معلمي والا مقام است،يعني استاد شهيد مرتضي مطهري . نام و يادش گرامي باد.

 به بهانه ي روز معلم ،مي خواهم يادي داشته باشم از چند معلم بسيار عزيز كه از آنها چيزهاي زيادي آموختم.  ياد معلم كلاس اول ابتدايي ، سركار خانم كوهي به خير كه اولين حروف الفبا را از او آموختم . هميشه در بين معلمان  چندتن از آنها بيشتر در يادها مي مانند. آقاي يدالله منزوي يكي از اين معلمانست. ايشان در دوران دبيرستان دبير ادبيات ما بودند. آنقدر با علاقه و با دلسوزي تدريس مي كردند كه من به ادبيات علاقه مند شدم. هنوز هم پس از سالها اشعاري را كه سر كلاس مي خواندند و معني مي كردند و از لحاظ دستوري تجزيه و تحليل مي نمودند، به خاطر مي آورم و بايد اعتراف كنم كه وقتي بعد از ده سال كاردر آموزش و پرورش، تصميم گرفتم كه در كنكور سراسري شركت كنم ، و توانستم رتبه ي نسبتاً خوبي كسب كنم ، به خاطر درسهايي بود كه در كلاسهاي ايشان آموخته بودم. اين معلم هرگز دانش آموزان را سرزنش نمي كرد ، كم كاري و وقت گذراني در برنامه اش نبود، مطالعه و افزايش معلومات از خصوصيات بارز او بود. هر وقت به كتابخانه ي عمومي شهرمان مي رفتيم ، او را سرگرم مطالعه مي ديديم  او هميشه براي سؤالات ما جواب صحيح داشت. اميدوارم هر كجا كه هستند، سالم و سرزنده باشند و خداي مهربان هم از ايشان راضي باشد.

معلم ديگري كه مي خواهم يادي از او بكنم، استاد ارجمندم سركار خانم ربابه  تقوي هستند. ايشان در دانشگاه اصفهان و در دانشكده ي علوم تربيتي، تدريس مي كردند. رفتار ، گفتارو حتي نگاه ايشان برايم درس بود.فروتني، ادب و نزاكت ايشان هرگز از يادم نمي رود. معلومات فراواني داشتند و با دلسوزي و تعهد كار مي كردند. وقتي به مدارس كودكان استثنايي منتقل شدم ، بيشتر به خاطر درسهايي كه از ايشان آموخته بودم توانستم با اين گروه از بچه ها كنار بيايم. يادش به خير و خداوند حافظ و نگهدار او و خانواده اش باشد.

در مركز تربيت معلم  دختران شيرازهم استادان خوبي داشتم. خانمها  ميثميان، امتياز، بذرافشان ، تدين و رستگار  كه يادشان به خير باد و آقاي عطاالله مهاجراني كه درآن سالها جوان و دانشجوي فوق ليسانس تاريخ دانشگاه شيراز بودند . با اين وجود از لحاظ دانش و معلومات از همه ي استادان ما برتر بودند و من اولين درسهاي اسلامشناسي را از او آموختم و به واسطه ي ايشان با كتابهاي استاد شهيد مطهري آشنا شدم . آقايان ديگري هم بودند كه در آن سالها در آستانه ي بازنشستگي بودند ، آقاي رنجبران ، آقاي آراد، آقاي مجدي كه هركدام زنده هستند انشاالله سالم و سرزنده باشند و هركدام نيستند، خداوند ايشان را بيامرزد و در بهشت رضوان در جوار اولياالله قرار دهد.

 براي همه ي معلمان دلسوز و متعهد و مؤمن ، آرزوي سلامتي و پيروزي دارم و يادآور مي شوم كه معلمي شغل نيست، عشق و علاقه و تعهد است و واي به حال كسي كه بخواهد از اين  راه جيبش را پر سازد و به نوايي برسد. متأسفانه اين روزها بسياري از همكارانم را مي بينم كه با بازكردن مراكز آموزشي خصوصي ، ثروتي به هم زده اند و به سلك سرمايه داران  پيوسته اند. معلمي كه تا چندسال پيش در يك خانه ي اجاره اي سكونت داشت و اتومبيل از رده خارج زير پايش بود و گاهي هم اصلاً ماشين نداشت ، امروزبه بركت مدرسه ي غيردولتي، علاوه بر اتومبيل گران قيمت و خانه ي شخصي ، تبليغاتي مي كند تا والدين به او اعتماد كنند و بچه هايشان را به مدرسه ي او بفرستند و او نيز با استخدام همكاران بازنشسته اي كه تنها به دليل مشكلات مالي مجدداً تن به كار مي دهند و دادن حقوقي ناچيز به ايشان، آنها را استثمار مي كند و كيسه اش را روز بروز انباشته تر مي سازد. كسي هم نيست كه از ايشان بپرسد از كجا آورده ايد ؟ كيفيت كار اين مراكز هم ، به طور صحيح مورد ارزيابي قرار نمي گيرد. دادن نمره هاي عالي به دانش آموزان ضعيف موجب گرمي بازار اين مراكز مي شود و به اين ترتيب نظام آموزشي ما به آنجا مي رود كه نبايد برود. من شخصي را مي شناسم كه با داير كردن كلاسي در يكي از اين آموزشگاهها، به بچه ها القا مي كند كه اگر در كلاس او حاضر شوند،حتماً در كنكور تيزهوشان پذيرفته خواهندشد و با دادن تستهاي آزمون تيزهوشان از طرف او و حفظ كردنشان توسط بچه ها، بسياري از بچه هايي كه داراي بهره ي هوشي متوسطي هستند، لااقل در آزمون اوليه آن قبول مي شوند تا والدينشان پيش دوست و آشنا عنوان كنند كه بله بچه ي ما بسيار باهوش است ، حتي در كنكور اوليه قبول شد ، اما براي مرحله ي دوم( مثلاً) مريض شد و نتوانست راحت به سؤالات پاسخ بدهد و.... با اين بهانه ها مرهمي بردلهاي ريش والديني گذاشته مي شود كه شايد به دليل چشم و هم چشمي يا عقده هاي رواني،  مي خواهند فرزندانشان را برتر از بچه هاي مردم بدانند.

اين روزها داشتن عنوان تيزهوش و فرزانه و نمونه و ممتاز و نابغه هم براي خيليها شده يك آرزو و همين امر نيز بازار اين قبيل مراكز را گرمتر مي كند و مشتريان بيشتري را به سوي آنان مي كشاند. اميدوارم وزارت آموزش و پرورش بر كيفيت كار كليه مراكزآموزشي چه خصوصي و چه دولتي ، نظارت بيشتري داشته باشد تا بتوانيم به  شعار تزكيه مقدم بر تعليم است ، جامه ي عمل بپوشانيم و بچه هايمان در مدرسه واقعاً تربيت شوند و افرادي مؤمن و متعهد و مؤدب بار آيند. جاي بسي تأسف است  كه هرروز ساعت يك بعدازظهر مي بينم، وقتي دو منزل شخصي نسبتاً بزرگ كه در جوار خانه ي ما به مدرسه ي راهنمايي و دبيرستان پسرانه تبديل شده اند، تعطيل مي شوند،دانش آموزانشان، ركيك ترين فحشها را به زبان مي آورند و زشت ترين برخوردهاي فيزيكي بين آنها رخ مي دهد . عده اي نيز به خريد وفروش سي دي هاي مبتذل مشغول مي شوند و در نهايت مي شود آنچه نبايد بشود.

در اين ميان بسياري از معلمان نيز به دلايلي مثل مشكلات مالي ، به جاي تقويت سطح علمي خود ، به شغل دوم رومي آورند و با كمال تأسف گاهي ميبينيم معلماني كه سالها در سنگر تعليم و تربيت  فعاليت داشته اند، به مشاغلي مثل دلالي و مسافركشي و فروشندگي و... مشغولند و آنقدر گرفتارند كه فرصت ندارند براي تدريس روزانه ي خود، برنامه ريزي نمايند و اگر هم از آنها طرح درس خواسته شود، طرح درسي از همكاراني كه مشغله ي كمتري داشته اند وتوانسته اند طرح درس بنويسند، مي گيرند و كپي مي كنند و در صورت لزوم به مدير يا بازرس ، ارائه مي نمايند و تدريسشان سركلاس نيز جذابيت چنداني ندارد.

سخن به درازا كشيد. من به عنوان يك ايراني آرزو دارم فرزندان اين آب و خاك ، افرادي خلاق ، فرهيخته و كارآمد باشند و وطنمان را از وابستگيهاي فكري و فرهنگي و اقتصادي رهايي بخشند و اين امر محقق نمي شود مگر با آموزش و پرورش صحيح، پويا و مناسب. به اميد روزي كه به تمام اهداف عاليه ي فرهنگي دست يابيم و بيش از پيش شاهد پيشرفتها و پيروزيهاي فرزندان توانا ي ميهنمان باشيم. انشا الله.

نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |