![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
قصه ي عمو رحيم و تربچه ها يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود عمو رحيم يه باغچه داشت داخل اون، سبزي مي كاشت با دل لبريز اميد، سبزيهاي خوب و مفيد: نعنا و ريحون ، شاهي و ترخون مرزه ، پيازچه ، تره و تربچه ، مي كاشت و پرورش مي داد كود مي داد و آبش مي داد مي چيد و دسته شون مي كرد به مشتري عرضه مي كرد. يه روز تربچه ها را چيد بين اونا ، دوتا را ديد تپل مپل ، سرخ و ملوس مثل لُپاي يك عروس عمو دهنش آب افتاد به فكر خوردن افتاد خواست كه بذاره دهنش تربچه هاي تپلي اما يهو تربچه ها مثل توپهاي قلقلي از جاي خود پريدند دويدند و دويدند عمورحيم ، اولش ترسيد اما بعدش، اونم دويد تربچه ها ، بدو بدو عمو رحيم ، بدو بدو تربچه ها دويدند به حوض آب رسيدند داخل حوض پريدند عمورحيم به حوض رسيد هر دوتا را تو حوض ديد نشست و خوب نگا كرد هردوتا را صدا كرد: چي شد؟ چرا دويديد؟ تو حوض چرا پريديد؟ تربچه ها باهمديگه ، گفتند:«عمو ما را ببين، خودت بگو.» عمو رحيم يه فكري كرد گفت مي دونم ، حالا مي گم شما دوتا تو خاك بوديد نه شُسته و نه پاك بوديد دلم مي خواست براي من يه لقمه وخوراك بوديد خواستم بذارم دهنم نَشُسته قورتتون بِدَم اما شما تربچه ها تربچه هاي ناقلا دويديد و دويديد تا لب حوض رسيديد داخل اون ، پريديد تا شسته و تميز بشيد براي من عزيز بشيد يادم نبود، سبزي بايد شُسته بشه تميز بشه انگل و ميكروباش بره تا بعد از اون خورده بشه از اين به بعد يادم باشه : سبزي بايد شُسته بشه پاك باشه و خيلي تميز من ميارم بر سر ميز همراه هر وعده غذا مي خورمش با اشتها 18 فروردين ، روز سلامتي و آغاز هفته ي سلامت گرامي باد. شعار امسال هفته ي سلامت: آينده اي مطمئن با سرمايه گذاري در سلامت. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 8:14 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمکت موزیک و ترانه چیستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان مناسبتها درباره ی ما نمایشنامه خاطره ضرب المثل برای بزرگترها داستان حیوانات افسانه داستانهای منظوم مطالب علمی داستان نوجوانان داستان کودک |
|
RSS
|