![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
يك مرد چوپان توي صحرا بود ني لبك مي زد وقتي تنها بود آسمان آبي صحرا پرچمن گوسفندها آزاد تو دشت و دمن دشت پراز گل نغمه ي بلبل نسيم آرام با بوي سنبل پروانه ي شاد روي گلها بود آب جو روان توي صحرا بود سگش مي دويد اين سو و آن سو دنبال چي بود؟ يك بز ترسو؟ آن مرد چوپان درخواب و رويا گرگي را مي ديد خيلي بي پروا ناگهان داد زد: آي مردم ده كمكم كنيد گرگ آمده مردم روستا با سرو صدا همه دويدند به سوي صحرا وقتي رسيدند به ميان دشت گله مي چريد تو صحرا مي گشت آن مرد چوپان حالا بود بيدار فكر كرد كاراو بوده خنده دار مردم كه گرگي آنجا نديدند از اين كاراو خيلي رنجيدند با اوقات تلخ رفتنداز آنجا چوپان تنها ماند باز توي صحرا مدتي گذشت چوپان همچنان ميرفت به دشت با گوسفندان بازهم يك روزي رفت تو فكر گرگ دادكشيد آهاي يك گرگ بزرگ مردم روستا بازهم دويدند مثل آن دفعه گرگي نديدند برگشتند به ده باخشم و كينه غافل از اينكه گرگ در كمينه چوپان تنهايي ماند توي صحرا مثل هميشه شاد و بي پروا اما همان روز نزديك غروب آمد گرگي با فتنه و آشوب گوسفندها همه: بع و بع و بع بزها و ميشها: مع و مع ومع اين طرف بدو آن طرف بدو عده اي عقب عده اي جلو چوپان تا شنيد اين سروصدا دويد و آمد به سوي آنها ديد گرگ وحشي مي دود هرسو مي كند شكار گوسفندان او سگ گله اش خيلي واق واق كرد اما گرگ اورا زد و چلاق كرد چوپان داد مي زد: آي مردم ده بياييد اينجا گرگ آمده كمكم كنيد گرگ را بزنيد وحشي خونخوار گله را دريد اما اين دفعه مردم روستا نگاه نكردند به سوي صحرا همگي گفتند: بازهم اين چوپان شوخي مي كند با روستاييان تنها ماند چوپان بي ياور و يار گرگ هم كرد شكار بز و گوسفندان چندتايي را خورد چندتا را دريد بعد هم به سوي لانه اش دويد آن مرد چوپان خسته و تنها رفت به سوي ده از توي صحرا مردم كه ديدند حال زار او كردند يك مثل اين كار او هركسي چندبار دروغ بگويد اگر پس از آن راست هم بگويد، همه مي گويند او مثل چوپان دروغ مي گويد گوش نكن به آن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 7:32 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمکت موزیک و ترانه چیستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان مناسبتها درباره ی ما نمایشنامه خاطره ضرب المثل برای بزرگترها داستان حیوانات افسانه داستانهای منظوم مطالب علمی داستان نوجوانان داستان کودک |
|
RSS
|