![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
اتل متل توتوله سه آقاي كوتوله رفتند به شهر اصفهان به اصفهان، نصف جهان وقتي به چارباغ رسيدند مغازه ها را خوب ديدند براي دوست و آشناها سوغاتي و گز خريدند شب سه تاشون خسته بودند اتاق گرفتند تو هتل آروم و راحت خوابيدند فردا دوباره هرسه تا رفتند به شهر اصفهان تو ميدون نقش جهان گنبداي فيروزه اي گلدسته هاي باوقار همه پر از نقش و نگار رو مسجدا جلوه مي كرد عمارت عالي قاپو چشم اونا را خيره كرد رو سكو ، دم بازار نشستند عكس گرفتند پشت عكسا نوشتند: يادگار اصفهانه ميدون نقش جهانه از اونجا رفتند لب رود به ديدن زاينده رود كوتوله هاي تپل و مپل اونجا ديدند چندتايي پل اون پلها و رودخونه را با قايقاي رنگارنگ اردكاي ناز و قشنگ فواره هاي زيبا وقتي كردن تماشا رفتن به سبزه ميدان يه ميدون قديمي توي شهر اصفهان مسجد و بازار را ديدند از بازار اونجا هم يه چيزهايي خريدند خلاصه بچه هاي خوب اين سه تا دوست مهربون تمام شهر را گشتند آثار تاريخي ديدند پاركهاي تفريحي ديدند وقتي كه خوب خسته شدند بار سفر را بستند با خاطرات شيرين به شهرشون برگشتند حالا شما عزيزان بگيد ببينم مي دونيد كوتوله هاي مهربان وقت سفر به اصفهان به روي زاينده رود با اون آب سبز كبود چه پلهايي را ديدند؟ از بازاراي اصفهان سوغاتي ، چي خريدند؟ غيراز سبزه ميدان ميدون نقش جهان ديگه كجا رفته بودند؟ چه آثار تاريخي را اونجاها ديده بودند؟ بگو كه اسمشون چيست تا بشه نمره ات بيست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:37 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمکت موزیک و ترانه چیستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان مناسبتها درباره ی ما نمایشنامه خاطره ضرب المثل برای بزرگترها داستان حیوانات افسانه داستانهای منظوم مطالب علمی داستان نوجوانان داستان کودک |
|
RSS
|