هفته ی وحدت مبارک باد جمعه هفتم اسفند 1388 18:53

به نام خدا

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

 

میلاد رسول گرامی اسلام،حضرت محمد مصطفی(ص) را به همه ی عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم همه ی ما بتوانیم ایشان  را سرمشق و الگوی خویش قرار دهیم و صاحب اخلاق اسلامی به معنای واقعی آن باشیم.این روزها که هفته ی وحدت آغاز شده و همه جا نام مبارک ختمی مرتبت  بر زبان ها جاریست،خوبست نگاهی به زندگی و سیره ی پیامبر عزیزمان داشته باشیم.

 

نام :محمد(ص)

نام پدر: عبدالله

نام مادر : آمنه

کنیه : ابوالقاسم

لقب : محمد امین

محل تولد:مکه معظمه

روز تولد: 17 ربیع الاول

مدت نبوت : 23 سال

مدت عمر : 63 سال

 خلاصه ای از زندگی حضرت محمد (ص)

هزار و چهار صدوبیست وهفت سال پیش در 17 ربیع الاول کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر یثرب چشم از جهان فروبست . بنابر رسم خانواده های  بزرگ مکه محمد (ص)  به دایه ای  به نام حلیمه سپرده شد تا در بیابان و دور از آلودگی های شهر پرورش یابد.

حلیمه  محمد را که به سن پنج سالگی  رسیده بود به مکه باز گرداند .  آمنه دو سال بعد که برای دیدن پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدینه رفته بود ، بعد از یک ماه ، با کودکش (محمد) به مکه برگشت ، اما دربین راه ، در محلی بنام « ابواء » درگذشت. بعد از مرگ آمنه محمد در دامان پدر بزرگش « عبد المطلب » پرورش یافت  . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ،  در سن هشت سالگی به خانه عموی خویش « ابوطالب » رفت و تحت سرپرستی وی قرار گرفت .

ابو طالب تا آخرین لحظه های عمرش ، یعنی تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانی  ، از برادرزاده اش پرستاری و حمایت کرد . به طوری که حتی در سخت ترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و گردنکشان سیه دل ، برای نابودی « محمد»  دست در دست یکدیگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمایت برادرزاده اش سپر بلا کرد و از هیچ چیز نهراسید .

در سن 12سالگی بود که عمویش ابو طالب او را همراه خود به سفر تجارتی  به شام برد .

درهمین سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام بود ، ابو طالب به  راهبی مسیحی که نام وی « بحیرا » بود برخورد کرد . بحیرا هنگام ملاقات محمد از روی نشانه هایی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمینان دریافت که این کودک همان پیغمبر آخر الزمان است .

اما برای اطمینان بیشتر او را به لات و عزی که نام دو بت  معروف مکه بود ، سوگند داد که  آنچه را که از وی  می پرسد بجز راستی نگوید. محمد (ص) با اضطراب و ناراحتی گفت ، من این دو بت را که نام بردی دشمن می دانم ، مرا به خدا سوگند بده !

بحیرا مطمئن شد که این کودک همان پیامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی  و چیزی عقیده ندارد . برای همین بحیرا به ابو طالب سفارش کرد تا او را از شر دشمنان مخصوصاً یهودیان محافظت  کند.

محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . از آلودگیهای  محیط آلوده مکه دوربود و دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکیزه بود ، تا حدی که موجب شگفتی همگان شده بود و به اندازه ای مورد اعتماد بود که به " محمد امین " مشهور شد.

 ازدواج محمد ( ص)

وقتی امانت و درستی محمد ( ص ) زبانزد همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم مکه بنام خدیجه دختر خویلد که پیش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زیاد و عفت و تقوایی  بی نظیر داشت ، خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به وی بدهد . محمد ( ص)  این پیشنهاد را پذیرفت . خدیجه  غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد .

وقتی غلامش و محمد (ص) از سفر پر سود شام برگشتند ، میسره  «غلام » گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) برای خدیجه سخنها گفت . خدیجه شیفته امانت و صداقت محمد ( ص ) شد و مدتی بعد خواستار ازدواج با محمد شد . محمد ( ص) نیز این پیشنهاد را قبول کرد .« خدیجه چهل ساله وحضرت محمد ( ص ) بیست و پنج ساله ».

خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار محمد ( ص ) گذاشت  . محمد ا(ص) بیشتر اوقات فراغت را به خارج مکه می رفت و مدتها در دامنه کوهها و میان غار می نشست و با خدای جهان به راز و نیاز سرگرم می شد . سالها بدین منوال گذشت ، خدیجه نیز می دانست که هر وقت محمد ( ص ) در خانه نیست ، در «غار حرا» بسر می برد . این نقطه دور از غوغای شهر و  آلودگیهای آن روز ، محل راز و نیازهای محمد ( ص ) بوده است .

 

رفتار  پیامبر ( ص )

رفتارپیامبر (ص )  بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمین و بلکه نمونه عالی همه انسانهاست . پیامبر (ص ) آن چنان ساده و بی پیرایه لباس می پوشید و بر روی زمین می نشست و در حلقه یاران قرار می گرفت که اگر ناشناسی وارد می شد، نمی دانست پیامبر(ص) کدام است . در عین سادگی ، به نظافت لباس و بدن خیلی اهمیت می داد. همیشه با پیر و جوان مؤدب بود. همیشه در سلام کردن پیش دستی می کرد. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار می داد.  به عیادت بیماران و تشیع جنازه مسلمانان زیاد می رفت . مهمان نواز بود. دست مهر بر سر یتیمان می کشید.

 از خوابیدن روی بستر نرم پرهیز داشت و می فرمود: «من در دنیا همچون سواری  هستم که ساعتی زیر سایه درختی استراحت کند و سپس کوچ کند» در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمی داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند از زر و زیور دنیا دوری می کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بین مردم تقسیم می کرد و با آن که فرمانروا و پیامبر خدا بود، هرگز سهمی بیشتر از دیگران برای خود برنمی داشت .

 سخنان برگزیده از پیامبر اکرم (ص)

غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی دنیا از حالی به حال دیگر پند نگیرد .   پیامبر اکرم (ص)

با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست آورید ، پس دلشان را با اخلاق نیک به دست اورید .   پیامبر اکرم (ص)

بهترین مردم کسی است که مردم از او بهره مند شوند .   پیامبر اکرم (ص)

به یکدیگر هدیه دهید که کینه را از بین می برد .   پیامبر اکرم (ص)

نیکو کاری کامل آن است که در نهان همان کنی که در آشکارا می کنی .   پیامبر اکرم (ص)

آغاز کننده سلام از تکبر بر کنار است  پیامبر اکرم (ص)

هر که نزد ثروتمندی برود و (به خاطر ثروتش ) برای او فروتنی کند ، دو سوم دینش بر باد رفته است .    پیامبر اکرم (ص)

 هر گاه مردم پيمان شكن باشند دشمنان بر آنان مسلط خواهند شد. پیامبر اکرم (ص)

 

تهیه وتنظیم : فرشته خدائی فر

http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/vahdat/vahdat.htm

نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |