![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچ كس نبود يك روز خوب بهار ميان يك سبزه زار روباه بلا خروسي ديد فكرهايي كرد نقشه كشيد تا كه او را شكار كند بردارد و فرار كند جلو رفت و سلام گفت خيلي با احترام گفت: اي خروس خوش آوا كمي بيا به اينجا بيا بنشين كنارم كه با تو حرفي دارم من و پدرت رفيق بوديم رفيقهاي شفيق بوديم او خيلي خوب آواز مي خواند آوازش را با ناز مي خواند تو هم كه خوش صدايي قشنگ و خوش نوايي اينجا كنار من بمان كمي براي من بخوان نقشه روباه ثمر داد خروس آواز را سر داد روباه شاد و خندان او را گرفت به دندان بيچاره را شكار كرد از آنجا زود فرار كرد سگهاي ده دوان دوان به سوي او شدند روان روباه بدو سگها بدو سگها عقب روباه جلو خروس رنجور و زار بود ولي فكر فرار بود وقتي صداي سگ شنيد فكري به خاطرش رسيد گفت اي روباه باهوش حرف مرا بكن گوش اگر سگها بيايند مرا زود مي ربايند بايد كلك سوار كني سگها را تار و مار كني بگو ده بالا بودم خانه كدخدا بودم خروس را كدخدا داده با ميل و با رضا داده شما با من چه كار داريد دست از سر من برداريد روباه كم عقل و هوش حرف خروس را كرد گوش دهان او چو شد باز خروس نمود پرواز از دهنش بيرون جهيد رو شاخه ي درخت پريد روباه كه حيران شده بود غمگين و گريان شده بود مي گفت چرا غافل بودم دهان خود را گشودم شكار من فرار كرد دلم را بيقرار كرد نفرين شود اين دهان كه باز شد ناگهان خروس شنيد حرف روباه از بال كرد به او نگاه منقار خود را بازكرد اين حرفها را آغاز كرد: آهاي روباه مكار دروغگوي فريبكار ديدي كه من خروسم يك خروس ملوسم حيله و مكر بردي به كار تا بكني مرا شكار گفتي كه خوش صدايم قشنگ و خوش نوايم بايد آواز بخوانم كنار تو بمانم من هم كه ساده هستم چشمها را فوري بستم تا كه بخوانم آواز نغمه ي شاد كنم ساز حالاكه گشتم رها شكر نمايم خدا كه داده است چشم و گوش زبان و چشم و هم گوش..... سگهاي ده رسيدند خروس را تنها ديدند سگها خروس را بردند به جوجه ها سپردند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:12 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمکت موزیک و ترانه چیستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان مناسبتها درباره ی ما نمایشنامه خاطره ضرب المثل برای بزرگترها داستان حیوانات افسانه داستانهای منظوم مطالب علمی داستان نوجوانان داستان کودک |
|
RSS
|