به نام خدا

چگونه کودکان را به مطالعه، عادت دهیم؟

 

قبل از اینکه در مورد عادت دادن کودکان به مطالعه حرفی بزنیم، بهتر است اشاره­ای داشته باشیم به علل کتاب نخواندن و کتاب نخریدن کودکان. چرا بچه ها به خواندن کتابهای غیردرسی رغبت زیادی نشان نمی دهند؟

اگر از پدر و مادرها بپرسید بعضی می گویند: بچه ها تماشای تلویزیون و بازی با کامپیوتر و امثال آن را به مطالعه ترجیح می دهند.

بعضی دیگر می گویند: بچه ها درس و مشق دارند، نمی رسند کتاب بخوانند،همان درسهای خودشانرابخوانند، کافیست.

گروهی هم گران بودن کتاب را مطرح می کنند که مسلم است همه ی اینها بهانه هایی است برای نخواندن کتاب. بسیاری از کارشناسان ادبیات کودکان و روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت، معتقدند اگر پدر و مادر خودشان اهل مطالعه باشند و کودک ببیند که والدینش همیشه به مطالعه کتاب و مطبوعات می پردازند، خواه ناخواه به مطالعه علاقه مند می شود و از پدر و مادرش مطالعه را یاد می گیرد.

آنها معتقدند که برای هر اثر و نوشته ای باید سن حداکثر استفاده و لذت را تعیین کرد. بدین معنا که با
مطالعه ی عکس العمل ها و نظرات و میزان درک گروههای سنی مختلف در مقابل کتابی خاص، باید حدود سنی مشخصی را برای کتاب معین کرد.

آنها رعایت تقسیم بندی زیر را برای کسانی که با ادبیات کودکان و نوجوانان سروکار دارند، لازم می دانند:

الف) سالهای قبل از دبستان یعنی تا 6 سالگی

ب) سالهای اول دبستان یعنی 6 و 7 سالگی

ج) سالهای میانه ی دبستان یعنی 8 و 9 سالگی

د) سالهای آخر دبستان یعنی 10 و 11 سالگی

ه) سالهای نوجوانی یعنی 12 تا 15 سالگی

با اطمینان باید بگوییم که در هیچ دوره ای از دوره های زندگی، رشد جسمی و روانی کودک به اندازه ی دوره ی قبل از دبستان نیست. از سه سالگی پایه های شخصیت کودک بنیان گذاشته  می شود. در 5 سالگی قوای حسی ، حرکتی ،ذهنی و عقلانیش افزایش می یابد و زمینه های تازه ای برای اکتشاف و تجربه به دست می آورد. به شدت کنجکاو شده و به کلمات و زبان به سرعت مسلط می شود ولی هنوز زمان تمرکز و توجهش کوتاه است . با این وجود از کلام آهنگ دار و قصه هایی که  قطعات تکراری دارند، لذت می برد. کتابهایی را دوست دارد که در آنها صحبت از اشیاء محیط اطراف  او ، جانداران و گیاهان آشنا باشد. از داستانهای تخیلی با موضوع  حیوانات خوشش می آید. دوست دارد تصاویر کتابها را تماشا کند و اگر در کتابی تصویر پیدا نکند، مأیوس می شود. بعضی از کودکان از همین سن ، کم کم برای خواندن آمادگی پیدا
می کنند، اما تقریباً همه ی آنها می توانند داستان مصوری را فقط از روی تصاویر بازگو کنند.با توجه  به روحیات کودکان می توان نتیجه گرفت که کودک را باید از همین سنین یعنی قبل از رفتن به مدرسه به مطالعه علاقه مند کرد.بنابراین باید برای بچه ها قصه گفت و کتاب خواند.قصه و داستان نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستانهای خوب ، کودک به بسیاری از ارزشهای اخلاقی پی می برد.کتابهایی که برای کودکان قبل ازدبستان نوشته می شود تا پدران و مادران  آنها را با صدای بلند برای آنها بخوانند، باید از نظر واژگان ِ پایه در پایین ترین سطح ممکن باشد و هرگز دارای حوادث پیچیده و نتیجه گیریهای غیرقابل فهم نباشد. از واژه  ها به طور مجازی و استعاری نباید استفاده کرد زیرا هدف اصلی این داستانها بیشتر آموختن جمله بندی صحیح به کودک است.

پس برای علاقه مند کردن بچه ها به مطالعه، باید از اولین  سنین کودکی اقدام نمود. پدر و مادر باید به بچه ها توجه کافی داشته باشند، با آنها زیاد صحبت کنند، برایشان قصه بگویند،شعر کودکانه و کتاب داستان بخوانند . خودشان هم مرتب مطالعه کنند، کتاب ، مجله و روزنامه بخوانند.محیط خانه هم باید آرام و به دور از هر دغدغه ای باشد و کودک  در آن احساس آرامش و امنیت نماید. والدین باید به شخصیت بچه ها احترام بگذارند و مهربان و پذیرنده باشند.

اما در آغاز گفتیم که والدین بهانه هایی هم  برای مطالعه نکردن بچه هایشان دارند. چندسال پیش از چند نویسنده پرسیده بودند : چرا کودکان و نوجوانان کتاب نمی خرند؟ یکی از آنها گفته بود:« چون کتاب خوب و مناسب برای بچه ها کم است.کتابها بیشتر بازاری و عامه پسند هستند و کتابی که واقعاً به درد بچه ها بخورد، کمتر نوشته  می شود.»او توزیع نامناسب کتاب را نیز یکی دیگر از علل کتاب نخریدن  بچه ها ذکر کرده بود.

نویسنده ی دیگری گفته بود:« بخش عمده ای از مشکل عدم استقبال بچه ها از کتاب، به والدین برمی گردد؛چرا که بچه ها معمولاً پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده ی خود را الگو قرار می دهند.اگر در خانواده ای فرهنگ  کتابخوانی رواج داشته باشد،طبعاً بچه ها هم به مطالعه  ی کتاب رغبت نشان می دهند. » این نویسنده از اینکه خانواده ها برای بچه ها پفک و خوراکیهای غیرضروری دیگر را می خرنداما حاضر نیستند کتاب بخرند،اظهار تأسف کرده بود.

مدیر اداره ی کتاب کودک و نوجوان وزارت ارشاد هم کتاب را یک قالب ارتباطی معرفی کرده که مثل هر مدل ارتباطی دیگر، حداقل دارای سه عنصر اصلی است: منبع پیام،واسطه  ی پیام، مقصد پیام.کتاب منبع پیام است، قشر جمعیتی کودک و نوجوان مقصد پیام ،ناشر و توزیع کننده هم واسطه ی پیام هستند.

حالا اگر این ادعا که بچه ها در کشورما کتاب نمی خوانند یا کم می خوانند، ادعایی درست باشد، باید قبول کرد که این  فرایند ارتباطی در کشور ما دچار اختلال شده و برای پیداکردن اختلال باید به وارسی دقیق تمام عناصر ارتباطی پرداخت.

با توجه به مطالبی که در مورد کتابهای کودکان و علل کتاب نخواندن بچه ها بیان شد، پیشنهاد می کنم که برای علاقه مند کردن بچه ها به مطالعه ،کارهای زیر انجام شود:

1- والدین به  مطالعه روی آورند و الگوی مناسبی برای علاقه مند کردن بچه ها به مطالعه باشند.

2- نویسندگان و شاعران کودک و نوجوان آثار خوب و مفیدی برای گروههای سنی مختلف خلق کنند و از طریق رسانه های گروهی این آثار به بچه ها معرفی شود و بچه ها به خریدن و خواندن کتاب تشویق شوند.

3- معلمان مدارس از فهرست جدیدترین کتب منتشر شده برای بچه ها اطلاع داشته باشند و این کتابها را به بچه ها معرفی کنند. همچنین در کلاسهای انشا گاهی از بچه ها بخواهند تا خلاصه ی یکی از بهترین کتابهایی را که خوانده اند، بنویسند و در کلاس بخوانند تا بقیه ی دانش آموزان هم با کتابی که همکلاسی آنها خوانده، آشنا شوند.

4- مربیان پرورشی مدارس حتماً کتابخانه ی مدرسه را آماده کنند و در روزهایی معین به بچه ها کتاب امانت بدهند و از آنها بخواهند وقتی کتابی را می خوانند ، خلاصه ی آن را بنویسند یا بازگو کنند و دانش آموزی که بهترین خلاصه نویسی را انجام داده، تشویق نمایند.

5- در مدارس برای تشویق بچه ها در موارد مختلف، کتابهای مناسب با سن و روحیه  ی دانش آموزان به عنوان جایزه به آنها داده شود.

6- در فروشگاههای مدارس، علاوه بر خوراکی، کتاب نیز در معرض فروش گذاشته شود.

7- خانواده هایی که وسایل مدرن مثل کامپیوتر در اختیار بچه ها قرار می دهند، اجازه ندهند که تمام اوقات فراغت فرزندانشان در مقابل کامپیوتر تلف شود و طوری برای آنها برنامه ریزی کنند که ساعاتی از وقتشان به مطالعه طی شود....

امیدوارم که بچه های ما به مطالعه علاقه نشان دهند و از هدر دادن اوقات گرانبهایشان بپرهیزند و قدر کتاب این یار خاموش و مهربان را بدانند. انشاالله.

نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |