![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
عروسك قشنگ ِمن نازِ خوش آب و رنگِ من چشات خيلي قشنگه موهات طلايي رنگه لبهاي تو مثلِ گُله صورت ماهت تُپله مي دوني كه مادرت منم؟ بيا بشين رو دامنم تا موهاتو شونه كنم واست انار دونه كنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:19 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
يه گلدون خالي دارم داخل اون گل مي كارم گلدونمو برمي دارم كنار ايوون مي ذارم پروانه ي ناز قشنگ با بالهاي رنگ ُ وارنگ پر مي زنه توي هوا يه راست مياد خونه ي ما تا گلدونُ مي بينه مياد رو گل مي شينه |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:47 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
باز هم آمد بهار به لطف پروردگار صد گل زیبا شکفت در چمن و سبزه زار بلبل شیدای مست آمد و برگل نشست شور و نوا ساز کرد این سخن آغاز کرد: بلبل شیدا منم عاشق گلها منم کرده مرا بیقرار جلوه ی فصل بهار |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 14:35 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:2 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
عروسك قشنگم چتر وكلاه داره وقتي بارون مي باره چترو به دست مي گيره كلاه به سر ميذاره ميره توي خيابون راه ميره زير بارون خيس نميشه لباساش آب نميره تو كفشاش وقتي بارون بند مياد آبي ميشه آسمون تو آسمون آبي مياد يه رنگين كمون عروسكم چترشو زود مي بنده براي رنگين كمون مي خنده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 7:39 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
هوا چه سرده رسیده از راه فصل ِزمستون دارم می لرزم مثل گیاه ِ خشک ِ بیابون باید بپوشم کلاه و پالتو توی خیابون از آسمونِ ابری می باره برف ِ فراوون مامان برای ِ کلاغ و گنجشک ریخته رو برفا خرده های نون دی ماه و بهمن با ماهِ اسفند سه ماهِ سردِ فصل ِ زمستون تو فصل ِ سرما باشید همیشه خوشحال و خندون عید سعید غدیر خم برشما مبارک باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:16 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
پروانه ي قشنگي اومده خونه ي ما رفته ميون باغچه نشسته روي گلها دلم مي خواد بگيرمش بگيرم و خوب ببينمش پروانه هي پر ميزنه به همه گلا سر ميزنه از دست من درميره اينور و اونورمي ره من تو حياط مي شينم پروانه را مي بينم بالهاي اون قشنگه به روي هر دو بالش خالهاي رنگارنگه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 7:31 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
وقتي مياد به آسمون با شادي و مهربوني بايد بريم به مهموني يه مهموني پر از صفا پر از عبادت و دعا خدا ميخواد كه بنده ها هميشه مهربون باشن كينه ها را دور بريزن همدل و همزبون باشن نماز و روزه و دعا صفا ميده به قلب ما |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 7:35 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
بابابزرگم امروز آمده خانه ي ما همراه خود آورده شادي و مهر و صفا در دست او يك عصا بر چشم دارد عينك براي من خريده يك توپ و يك عروسك من شادهستم امروز كنار بابابزرگ نشستم تا بگويد قصه ي روباه و گرگ |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 6:9 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
چهاردهم تيرماه ، ميلاد حضرت فاطمه (س) ، روز مادر و روز بزرگداشت مقام زن ، بر شما مبارك باد.
مادر مهربونم عزيز خوشزبونم تو گل بيخار مني رفيق من ، يار مني وقتي كه غصه دار باشم فقط تو غمخوار مني اي جان من فداي تو بهشت به زير پاي تو ميلاد دختر نبي فاطمه همسر علي مبارك است براي تو از ته دل بهت ميگم دوستت دارم هميشه براي روز مادر، هر كادويي بگيرم قابل تو نميشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:19 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:26 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
اي اصفهان ، تا مي برم نام تورا آيد به ذهنم اين سخن: « هست اصفهان نصف جهان» زاينده رودت جاري است بي ادعا و مهربان من در كنار زنده رود، ديدم صفاي بوستان گلها و سبزي و چمن، شادي و عشق و دوستان اي اصفهان ،هرجا روم، هستم به يادت بي گمان هستي برايم مادري دلسوز و پاك و مهربان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 11:11 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
لالايي تقديم به مادران مهربان و كوچولوهايي كه با نواي گرم لالايي مادران مهربانشان به خواب مي روند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 8:52 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 8:31 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
از خونه بيرون بيا هوا شده بهاري بزن به كوه و صحرا سرما شده فراري زمين چه زيبا شده با گلهاي بهاري پرنده ها مي خونند نغمه ي بيقراري تو هم بخند عزيزم مثل گل بهاري |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 23:33 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 7:23 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 7:23 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 7:39 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 10:57 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 12:41 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 11:7 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 8:0 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 7:45 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 7:44 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 22:4 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 21:58 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
ترانه ي كفشها
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 20:48 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 20:22 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم دی 1385ساعت 20:18 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|