آ

آمده فصل تابستان
با خورشيد فروزان
تير و مرداد،شهريور
مي آيند با تابستان
تابستان گرمِ گرم است
آفتابش داغ و سوزان
اما من دوستش دارم
چون تعطيل است دبستان
تابستان فصل كوشش
تابستان فصل كار است
بر شاخه ي درختان
ميوه هاي آبدار است
ميوه ي آبدار و شيرين

بچه ها اول اين لطيفه ها را بخوانيد :
يك روز كه ملانصرالدين از چاه آب میکشید، طناب پاره شد و دلو به چاه افتاد، ملا مدتی بر سر چاه نشست،عابری از او پرسید: منتظر چه هستی ؟ گفت : دلوم به چاه افتاده منتظرم بیرون بياید تا یقهاش را بگيرم وطناب پیچش کنم.
ادامه مطلب

حافظ شيرين سخن( قسمت اول)
مرحوم دكتر محمد معين به حافظ بسيار علاقه داشت، بطوريكه از وقتي خواندن و نوشتن را آموخت، ديوان حافظ مونسش بود. اشعارش را مي خواند و حفظ مي كرد و براي ديگران تعريف مي نمود. به همين دليل او را حافظ پرست ناميدند. مرحوم معين به اين امر مباهات مي كرد و مي گفت:
* فتاد از بهره ي روز الستم يكي جام جم از حافظ به دستم
ادامه مطلب
به نام خدا
چيستان هاي قديمي
(پاسخها در ادامه ي مطلب)
1
قوطي، قوطي
مامان قوطي
دو جور روغن
تو يه قوطي
2
زرگري به زرگري
بالاترش روغن كاري
بالاترش آينه كاري
بالاترش تخت روان
بالاترش كوه سياه
بالاترش گله چران
3
چل(چهل) قوطي
چل من قوطي
چل تا عروس
تو يه قوطي
4
قالي لب بافته
گل به گل انداخته
قدرت پروردگار
خوب به هم انداخته
5
اين ور كوه سفيدپلو
اون ور كوه سفيدپلو
ميون كوه زردپلو
6
عجايب صنعتي ديدم در اين دشت
كه مي ناليد و مي غريد و مي گشت
منبع:فرهنگ عامه 2 ، سال چهارم فرهنگ و ادب ، مؤلف :علي بلوكباشي 1356
1
ادامه مطلب
يكي بود يكي نبود
در زمانهاي خيلي دور، در سرزمين ديوها ،جادوگرجواني زندگي مي كرد كه در جادوگري استاد بود وقدرت زيادي داشت. ديوها از او راضي بودند، چون تمام كارهاي آنها را با سحر و جادو، خيلي سريع انجام مي داد وكاري نبود كه جادوگر نتوانسته باشدآنرا انجام دهد. ديوها موجوداتي زشت و وحشتناك بودند و با دزدي و چپاول از آدمهاي ضعيف و بيچاره ، راحت زندگي مي كردند.........
ادامه مطلب
ادامه مطلب

