تبليغاتX
ترانه های کودکان
تابستان جمعه سی و یکم خرداد 1387 20:10

آ

تابستان

 

آمده فصل تابستان

با خورشيد فروزان

 

تير و مرداد،شهريور

مي آيند با تابستان

 

تابستان گرمِ  گرم است

آفتابش داغ و سوزان

 

اما من دوستش دارم

چون تعطيل است دبستان

 

تابستان فصل كوشش

تابستان فصل كار است

 

بر شاخه ي درختان

ميوه هاي آبدار است

 

ميوه ي آبدار و شيرين

نعمت پروردگاراست
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |

ملا نصرالدين كي بود؟ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 19:20

ملانصرالدين

 

بچه ها اول اين لطيفه ها را بخوانيد :

 

يك روز كه ملانصرالدين از چاه آب می‌کشید، طناب پاره شد و دلو به چاه افتاد، ملا مدتی بر سر چاه نشست،عابری از او پرسید: منتظر چه هستی ؟ گفت : دلوم به چاه افتاده منتظرم بیرون بياید تا یقه‌اش را بگيرم وطناب پیچش کنم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |

حافظ شيرين سخن( قسمت اول) سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 20:15

حافظ شيرين سخن

حافظ شيرين سخن( قسمت اول)

مرحوم دكتر محمد معين به حافظ بسيار علاقه داشت، بطوريكه از وقتي خواندن و نوشتن را آموخت، ديوان حافظ مونسش بود. اشعارش را مي خواند و حفظ مي كرد و براي ديگران تعريف مي نمود. به همين دليل او را حافظ پرست ناميدند. مرحوم معين به اين امر مباهات مي كرد و مي گفت:

 

* فتاد از بهره ي روز الستم                           يكي جام جم از حافظ به دستم

معين ار مست و مخمورم شب و روز              مكن منعم كه من حافظ پرستم..........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |

چيستان هاي قديمي یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 13:4

به نام خدا

چيستان هاي قديمي

 

(پاسخها در ادامه ي مطلب)

 

1

قوطي، قوطي

مامان قوطي

دو جور روغن

تو  يه قوطي

 

2

زرگري به زرگري

بالاترش روغن كاري

بالاترش آينه كاري

بالاترش تخت روان

بالاترش كوه سياه

بالاترش گله چران

 

3

چل(چهل) قوطي

چل من قوطي

چل تا عروس

تو يه قوطي

 

4

قالي لب بافته

گل به گل انداخته

قدرت پروردگار

خوب به هم انداخته

 

5

اين ور كوه سفيدپلو

اون ور كوه سفيدپلو

ميون كوه زردپلو

 

6

عجايب صنعتي ديدم در اين دشت

كه مي ناليد و مي غريد و مي گشت

 

 

 

منبع:فرهنگ عامه 2 ، سال چهارم فرهنگ و ادب ، مؤلف :علي بلوكباشي 1356

 

 

1


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |

جادوگر پشيمان شنبه چهارم خرداد 1387 7:43

جادوگريكي بود يكي نبود

در زمانهاي خيلي دور، در سرزمين ديوها ،جادوگرجواني زندگي مي كرد كه  در جادوگري  استاد بود وقدرت زيادي داشت. ديوها از او راضي بودند، چون تمام كارهاي آنها را با سحر و جادو، خيلي سريع انجام مي داد وكاري نبود كه جادوگر نتوانسته باشدآنرا انجام دهد. ديوها موجوداتي زشت و وحشتناك بودند و با دزدي و چپاول از آدمهاي ضعيف و بيچاره ، راحت زندگي مي كردند.........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |

مدرسه ي غيردولتي( غيرانتفاعي) چهارشنبه یکم خرداد 1387 7:7
دوستي دارم كه آخرين فرزندش، پسري است كه از درس و مدرسه بيزار است و دل مادر بيچاره از دستش خون مي باشد. .........
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهری طهماسبی دهکردی  | لینک ثابت |