![]() |
![]() |
|
| شعر و سرود و داستان برای کودکان و نوجوانان |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:27 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:21 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
مادربزرگم همیشه رژیم دارد. او نباید زیاد نمک بخورد،چون فشار خونش بالا ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 7:56 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
( با نگاهی به مثنوی مولوی) مادر در آشپزخانه غذا می پخت و سارا در اتاق با خواهر کوچکش ستاره، بازی می کرد. ستاره چهار دست و پا دور اتاق می گشت و هرچیزی را که می دید، در دهانش می گذاشت........... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 7:49 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
هوا چه سرده رسیده از راه فصل ِزمستون دارم می لرزم مثل گیاه ِ خشک ِ بیابون باید بپوشم کلاه و پالتو توی خیابون از آسمونِ ابری می باره برف ِ فراوون مامان برای ِ کلاغ و گنجشک ریخته رو برفا خرده های نون دی ماه و بهمن با ماهِ اسفند سه ماهِ سردِ فصل ِ زمستون تو فصل ِ سرما باشید همیشه خوشحال و خندون عید سعید غدیر خم برشما مبارک باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:16 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
چند ماهي مي شد كه آقاجواد بيكارشده بود و درآمدي نداشت. هرچه هم به اين در و آن درمي زد تا كاري پيدا كند ، كار پيدا نمي شد كه نمي شد. همسرش سيما از اين بابت خيلي ناراحت بود و خداخدا مي كرد تا هرچه زودتر كارخانه باز شود و جواد برگردد سر كارش و مشكلات آنها هم برطرف گردد. خانه دار بود و كاري جز پخت و پز و رفت و روب از او بر نمي آمد ، نمي توانست در اين وضعيت به همسرش كمك كند. ............ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم دی 1386ساعت 11:31 توسط مهری طهماسبی دهکردی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به مطلب درباره ما مراجعه نماييد
|
| پیوندهای روزانه |
|
نیمکت موزیک و ترانه چیستان آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان مناسبتها درباره ی ما نمایشنامه خاطره ضرب المثل برای بزرگترها داستان حیوانات افسانه داستانهای منظوم مطالب علمی داستان نوجوانان داستان کودک |
|
RSS
|